تبليغاتX
اگه عشق من تو نیستی

اگه عشق من تو نیستی

خوش امدید

a 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 9:49 AM  توسط محمد  | 

اگه عشق من تو نیستی

به صحرا شدم

عشق باريده بود

و زمين تر شده ....

چنانکه پای مرد به گِلزار فرو شود

پای من به عشق فرو شد .....
--------------------------------------------------------------------------------------------- 
اگه عشق من تو نیستی

چرا میلرزه تنم ؟؟

چرا از نبودنت خیلی ساده میشکنم ؟؟

اگه عشق من تو نیستی

چرا میمیرم برات ؟؟

من چرا زنده میشم واسه دیدن چشات؟؟

اگه عشق من تو نیستی

چرا طاقت میارم؟؟

چرا من نمیتونم دست از سر تو بردارم؟؟

اگه عشق من تو نیستی

چرا هر جا که میری من به دنبالت میام؟؟

اگه عشق من تو نیستی

چرا پرپر نمیشم؟؟

چرا هر چی میخونم دوریتو از بر نمیشم؟؟

اگه عشق من تو نیستی

چرا قلبم میزنه؟؟؟؟؟؟؟

چرا وقتی نباشی قلب ترانه میشکنه؟؟


 

اگه عشق من تو نیستی ........


عشق من بگو چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

تو فقط بگو همین ......
--------------------------------------------------------------------------------------------- 
زمانی میتونی ادعا کنی که عشقت واقعیه

که معشوق رو رها کنی

و در قفس رو باز بذاری

و به پرنده قشنگت اجازه پرواز بدی .

آزاد آزاد

اونقدر که تو انتهای آسمون دیگه نبینیش

مطمئن باش اگه عاشق باشه

و برگشتی هم باشه حتما بر میگرده

اما اگه برنگشت

اونقدر مرد باش که به امان خدا بسپاریش

و بذار اونقدر پرواز کنه تا

به اونجایی که دوست داره برسه

همونجایی که دل ناز و کوچیکش

میخواد شاد باشه و احساس سعادت کنه

و تو نیز باید اونقدر بزرگ باشی

که از احساس سعادت اون

احساس سعادت کنی

البته اینو خوب میدونم

که کار خیلی خیلی سختیه


--------------------------------------------------------------------------------------------- 
 
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات

منو ببخش

اگه نگاهم گم میشه تو شهر چشمات

منو ببخش

منو ببخش

اگه شبها ستاره هارو میشمرم

اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم

منو ببخش

اگه برات سبد سبد گل میچینم

منو ببخش

اگه شبها فقط تو رو خواب میبینم

منو ببخش

اگه تو رو میسپارمت دست خدا

اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما

منو ببخش

اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش

اگه فقط میخوام بشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی

عاشقت شدم .
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 9:38 AM  توسط محمد  | 

الهی......دل خوشم که الهی می گویم

الهی.........از من اهی و از تو نگاهی

الهی...

اگر من بنده تو نیستم .تو که مولای من هستی

الهی اگر یک بار دل من را بشکنی از من چه بشکن بشکنی

الهی راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر

الهی......

عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟

الهی تو باک افریدی و  ما الوده کردیم.

الهی ...به حق خودت حضورم ده و به افتاب جمال افرینت نورم ده

الهی.. ان خواهم که هیچ نخواهم.

الهی...شکرت که فهمیدم نفهمیدم

درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارایی منی

الهی تو را دارم .چه کم دارم ؟بس چه غم دارم

رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم

تو از ما بگذر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 9:25 AM  توسط محمد  |